کابوس...


    

دیشب درخواب با تو بودم دستانت به گرمی خورشید بود
ناگهان ندایی از تمام وجودم بر خواست و گونه هایت را بوسیدم
وقتی به چشمانت نظر کردم بغض گلویم را گرفت، می خواستم فریاد بزنم
می خواستم تمام جهان درآتشی که به جانم افتاده بود بسوزد
درآن هنگام دستانم را رها کردی وبه سرعت ازمن دور شدی
چشمانم هنوز باور نداشتن چیزی را که دیده بودند
به سوی دریا رفتم ودر زلالی آب چشمانم را دیدم که به من میگفتند
دوستت ندارم...

تصاویر 3بعدی از اماکن دیدنی


سلام دوستای گلم امروز براتون 4 تصویر سه بعدی از اماکن دیدنی گذاشتم که خیلی جالب هستند .
  به وسیله ی این تصاویر میتونید به جا هایی سفر کنید که شاید هیچوقت شانس از نزدیک دیدنشونو نداشته باشید !!!!!
 نمیدونم این تصاویر چطور به وجو د آمدن یا از چه تکنولوژی برای ساخت اونااستفاده شده اما تنها چیزی که میدونم اینه که این تصاویر واقعا فوق العاده هستند .

    برای دریافت تصاویر بر روی کلمه (دانلود) کلیک کنید.


   قصر زیبای ( Beylerbeyi sarayi) سالن آبی

دانلود کنید

حجم دانلود:4.04 مگابایت


قصر زیبای (Dolmabahce sarayi) سالن صورتی

دانلود کنید

حجم دانلود :4.45 مگابایت



مسجد (Fatih) در شهر استانبول

دانلود کنید

حجم دانلود:3.53 مگابایت




(کعبه ،خانه خدا)



حجم دانلود :1.56مگابایت



نظر یادتون نره.

عشق یعنی فداکاری ...




یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند .

در آن بین ، پسری از ته کلاس اجازه خواست برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .

یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند . ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند .

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !

پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. ››

قطره های بلورین اشک، صورت همکلاسیان پسرک راخیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.مرد در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ همسرش شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین راه برای بیان عشق خود به همسرش بود...

خشم خودراکنترل کنیم .چون...


خشم


خشم بادی است که چراغ خردراخاموش میکند.
حتی اگرکسی شمارا عصبی کردبازهم درسی به شماآموخته زیرا محدودیت های شمارا نشانتان داده است!!!!
ازخودبپرسیداگردیگران بتوانندمرابه خشم درآورندمی توانندبرمن تسلط یابند!چرابایدبه دیگران چنین قدرتی بدهم که زندگی مراتحت تاثیرقراربدهند؟؟؟
 انتقاددیگران رافرصتی بدانیدبرای تحلیل خیش.
بهترین درمان خشم تاخیر است.
 وانمود کن که آرام هستی ویژگی های فردی آرام را به خود بگیربگذاردیگران شمارا آرام ببینندبا این کار اندک اندک شخصیتی آرام میابید.
تجلی قدرت آرام بودن است.
آرامشتان راحفظ کنیدازجادررفتن شمارا بدترازکسی جلوه میدهدکه مسبب آن بوده است.
جایی که باید عاقل باشی لازم نیست شجاع باشی. 
یادتان باشد خشمگین شدن ازانتقادتاکیدی بردرستی آن است پس خشم خود را کنترل کنید !!!!
کسی شمارا به خاطر خشمناک شدنتان مجازات نمیکندهمین خشم است که شمارابه کیفرمی رساند!!!

مبارزه گاو و انسان!!!

سلام بچه ها امروز براتون یه کلیپ خنده دار از مبارزه ی انسان و گاو  انتخاب کردم که امیدوارم خوشتون بیاد .خیلی خنده داره اگه قبلا ندیدین حتما دانلود کنید.

برای دانلود روی عکس کلیک کنید



حجم دانلود : 3,45  مگابایت            فرمت فایل : mp4

ادامه نوشته

عبادت واقعی


کارگری هرروز بعداز اتمام کاردرکارخانه برای انجام مراسم نیایش عصربه معبدمیرفت .یک روز به دلیلی در کارخانه گرفتارشدو نتوانست به آغازمراسم برسد.بعدازاتمام کارش به سوی معبددوید .
وقتی به آنجارسیددیدکه بوجاری کاهن معبدبیرون می آید.
 کارگر پرسید: آیا مراسم دعاتمام شده است؟
 پوجاری گفت: آری تمام شده است.
 مردکارگرآهی حاکی ازاندوه کشید.
بوجاری با مشاهده اندوه او گفت: آیا حاضری اندوهت رابا ثواب به جا آوردن مراسم نیایش عصربا من عوض کنی ؟؟مردکارگرگفت: بله با خوشحالی حاضرم اینکاررا بکنم زیرا همیشه مراسم نیایش عصر را به جا آورده بودم .اما بوجاری گفت:همان آه صمیمانه و ساده ی تو  ارزشمندترا ز همه ی مراسم نیایشی است که من درتمام عمرخودبه جا آورده ام.!!

زندگی این است ...!




نمی توانیم  گذشته را تغییر دهیم
 تنها باید خاطرات شیرین را به یاد سپاریم
 و لغزش های گذشته را توشه راه  خرد سازیم 
 نمیتوانیم آیند را پیش بینی کنیم 
تنها باید امیدوار باشیم  و خواهان بهترین  و هر آنچه نیکوست
 وباور کنیم که چنین خواهد شد 
می توان روزی را زندگی کرد.!!
 دم را غنیمت شمریم
 وهمواره در جستجو  تا بهتر و نیکوتر باشیم .

شوق...!!(فروغ فرخزاد)



یاد داری که ز من خنده کنان پرسیدی
چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز ؟
چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید
اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز

چه ره آورد سفر دارم ای مایه عمر ؟
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال
نگهی گمشده در پرده رؤیایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم … ای مایه عمر؟
دیدگانس همه از شوق درون پر آشوب
لب گرمی که بر آن خفته به امید و نیاز
بوسه ای داغ تر از بوسه خورشید جنوب

ای بسا در پی آن هدیه که زیبنده توست
در دل کوچه و بازار شدم سرگردان
عاقبت رفتم و گفتم که تو را هدیه کنم
پیکری را که در آن شعله کشد شوق نهان

چو در آیینه نگه کردم ، دیدم افسوس
جلوه روی مرا هجر تو کاهش بخشید
دست بر دامن خورشید زدم تا بر من
عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید

حالیا … این منم این آتش جانسوز منم
ای امید دل دیوانه اندوه نواز
بازوان را بگشا تا که عیانت سازم
چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز...

سیر تکاملی مردان ایرانی...



من از اول گفتم الان هم میگم ما مردای ایرانی:
باکلاس ترینمهربان ترین با اخلاق ترین  مدرن ترین و ناز ترین  مردای دنیا هستیم 
 میگین نه نیگا کنید...
















خدا آخرو عاقبتمونو به خیر کنه

هدیه...!!!




به خاطر بسپار :  زندگی سخت ساده است.خطر کن وارد بازی شو چه چیزی از دست میدهی ؟؟
با دستهای تهی آمده ایم و با دستهای تهی خواهیم رفت .نه چیزی نیست که از دست بدهیم. 
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند تاسرزنده باشیم تا ترانه ای زیبا بخوانیم و فرصت به پایان خواهد رسید. 
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمت است ...
 

هیچ اتفاقی بی حکمت نیست...!!

 


 روزی یک کشتی در دریا اسیر طوفان شد.از تمامی مسافران فقط دو نفرزنده ماندندکه به سختی خود را به جزیره ای رساندندیکی ازآنهافردی با ایمان و دیگری بی ایمان بود. 
 یک روز بعد از دعا های زیاد – توسط فرد با ایمان – از کنار دریابه طرف کلبه آمدن ناگهان دیدندکه کلبه شان آتش گرفته. مردبی ایمان گفت : لعنت به این شانس که این همه نتیجه دعا های تو است!!!
 مردبا ایمان گفت:حتما این هم حکمتی دارد.  نباید نگران باشیم زیرا خداوند مارا مینگرد.
 فردای آن روز یک کشتی به جزیره آمد و آنهارا نجات داد .
ناخدای کشتی گفت : دیروز ما دود را دیدیم  و فکر کردیم حتما به کمک احتیاج دارید و به طرف جزیره آمدیم.

 

دانلود آهنگ آذری Ayrilik باصدای Cem Adrian

 
 سلام دوستای گلم امروز براتون یه ویدئو کلیپ از جم آدریان گذاشتم که خیلی جالبه مطمئنم وقتی ببینید به من حق خواهید داد .
 اما مراقب باشید زیاد تعجب نکنید.

برای دانلود روی عکس کلیک کنید. 

 
حجم دانلود :7.37 مگابایت       فرمت فایل :mp4

ادامه نوشته

پنجره امید...


                             




دربیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند یکی از بیماران  کنار تنها پنجره اتاق بود  و بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه  پشت به هم اطاقیش  روی تخت بخوابد آنهاساعت ها درباره ی همسرخانواده و دوران سربازیشان صحبت میکردند و هرروز بعد ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود  مینشست و تمام چیزهایی که از بیرون از پنجره میدید برای هم اتاقیش توصیف میکرد . پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت  مرغابی ها و قو ها در دریاچه شنا میکردن  وکودکان با قایق های  تفریحی  در اب  سر گرم بودند درختهای کهن و آشیان پرندگان بروی شاخسار های آن تصویر زیبایی را به وجودآورده بودهمانطور که مرد درکنار پنجره این جزئیات را توصیف میکرد  هم اتاقیش چشمانش را میبست و  این مناظر را در چشم خود مجسم میکرد و لبخندی که بر لبانش مینشست حکایت از احساس لطیفی بود که در دل او به وجودآورده بود.
 هفته ها سپری میشد و این دو بیمار با این مناظر زندگی میکردند. 
یک روز مرد کنار پنجره مرد و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردندمرد دیگر که بسیار ناراحت بود در خواست کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند.پرستار اینکاررا با رضایت انجام داد مرد به آرامی و با درد بسیار خودرا به سمت پنجره کشاند تا بتواند آن مناظر زیبارا  با چشمان خودش و به یاد دوستش ببیند  همین که نگاه کرد باورش نمیشد چیزی را که میدید غیر قابل قبول بود یک دیوار بلند فقط یک دیوار بلند  !! همین !!!!
مرد حیرتناک به پرستار گفت :که هم اتاقیش همیشه  مناظر دل انگیزی را  از پشت پنجره  برای او توصیف میکرد  . پس چه شده ؟؟؟؟؟
پرستار به سادگی گفت : ولی آن مرد کاملا نابینا بود...!!!

خصوصیات متولدین تیر ماه


  

اول از همه تولد همه متولدین تیر مبارک باشه

و اما خصوصیات اخلاقی

تير
سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سياره : ماه
عضو آسيب پذير : سينه و شكم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش يمن : مرواريد
رنگ : نقره ايي
حيوان : حيوانات صدفدار
او مانند سياره خود ، ماه در حال تغيير است اگر به او اطمينان كامل
نداشته باشي هرگز رابطه ي عاشقانه با اونخواهيد داشت او از عشق ورزيدن
لذت مي برد و در عوض ميخواد آن را دريافت كند.


خوب حالا با کدوم ماهی ها ازدواج کنید.
 
تیر با فروردین : (متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد
تیر با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) نقطه اشتراک فراوانی با یکدیگر دارند
تیر با خرداد : ( متوسط ) یکی آرام و مهربان دیگری پرشور و با انرژی
تیر با تیر : ( خوب ) علی رغم اختلاف سلیقه پیوند خوبی می باشد
تیر با مرداد : ( خوب ) خصوصیات مشترک زیاد و ازدواجی موفق
تیر با شهریور (بسیار خوب) یکی مهارت فراوان در امورمالی و دیگری حسابگر و صرفه جو و هماهنگ
تیر با مهر : ( بسیار خوب ) هر دو مهربان انسان دوست و توانمند
تیر با آبان : ( متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر مسائل هماهنگ می باشند
تیر با آذر : (بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
تیر با دی : (خوب ) از نظر مالی اخلاقی و روابط هماهنگ هستند بنابراین پیوندی موفق میشود
تیر با بهمن : ( متوسط ) ازدواج میتواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
تیر با اسفند : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه با تفاهم کامل

تولدتون مبارک

ادامه نوشته